عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
752
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شوند ، الّا اگر ساكن الف بود كه حرف مدّ است نحو : دابّة و شابّة و حاقّة و طامّة ، زيرا كه مدّ بجاى حركت است . امّا ايشان كه روا داشتند گفتند : اين همچنانست كه ثوب بكر ، و حبيب بكر ، كه روا بود كه آن را مدغم كنند ، گويند : ثوب بكر و حبيب بكر ، چون روا است كه واو و يا ، گر چه هر دو حرف ليناند ، با نقصان مدّ كه در ايشانست با الف كه تمام مدّ است درين باب مانند كنند ، تا دو ساكن كه اوّل آن نه الف باشد و ثانى آن مدغم بود مجتمع شود . همچنين اين معنى در « تعدّ و » و « يخصّمون » و امثال آن ، مع عدم المدّ روا بود . باقى « لا تعدوا » خوانند با سكون عين و تخفيف دال ، و اين مشهورتر است چنان كه در سورة الاعراف گفت : إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ ، و اين از : عدا يعدو است ، و حجّت اين قراءت آنست كه گفت : فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ . و حجّت قراءت ورش و قالون و اسماعيل آنست كه در سورة البقرة گفت : وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ . وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً - اى عهدا مؤكّدا فى النّبيّ ( ص ) . فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ - اين « ما » صلت است ، هم چنان كه : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ اى فبرحمة من اللَّه . و عَمَّا قَلِيلٍ - اى عن قليل . فَبِما نَقْضِهِمْ - اين بنقضهم ميثاقهم الّذى اخذهم اللَّه عليهم . ميگويد : بشكستن ايشان آن پيمان را كه اللَّه بر ايشان گرفت در تورات ، و بكافر شدن ايشان بسخنان حق ، يعنى به قرآن و به انجيل ، كه جهودان بهر دو كافر شدند ، و بكشتن ايشان پيغامبران را بناحق ، كه ايشان به روزى در هفتاد پيغامبر بكشتند . وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ - گفتهاند كه اينجا مضمرى است ، و سخن بدان تمام است ، و مضمر آنست كه : لعنّاهم . ميگويد : به آن نقض پيمان و به آن كفر و آن قتل